تبليغاتX
چرند و پرند

 با4كلاهبردار نابغه آشنا شوید

آی طنز نوشت:

همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهایی كه قبلاً كسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری كه مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند. بوده‌اند كسانی كه در دنیا چیزهایی را جعل كرده‌اند كه عقل جن هم به آن نرسیده. البته ما در تاریخ كشورمان هیچوقت از این كارها نكرده‌ایم!

این نوشته كاملا جدی است. خواهشمندیم این چیزها را یاد نگیرید و برای یكبار هم شده اگر چیزی هم بدآموزی داشت شما خودتان با نیروی مثبت ذهنی آنرا به یك متن آموزنده تبدیل كنید. «آی‌طنز» مسئولیت هرگونه بدآموزی و اتفاقات بعدی را نمی‌پذیرد. مثلا اگر كسی میدان آزادی یا تخت جمشید را فروخت یا چیزی را جعل كرد، یا خلاصه از اینجوركارها! تعجب نكنید. قبلا از این اتفاق‌ها افتاده است. مثلا فروش برج ایفل!

1- ویكتور لوستیگ Victor Lustig
سلطان كلاهبرداران تاریخ، مردی كه برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمریكا، مردی كه می‌توانست زیرك‌ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (كشور كنونی چك) در یك خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1920 به آمریكا رفت. سالی كه بازار سهام به شدت رشد می‌كرد و به نظر می‌رسید كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر می‌شوند و لوستیگ آنجا بود كه از این موضوع و حماقت ذاتی آمریكایی‌ها سود برد.

در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره كلاهبرداری بی‌عیب ونقص و پرسود، ویكتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ایفل!

ایده این كلاهبرداری بعد از خواندن یك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ویكتور رسید. در این مقاله آمده بود كه برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این كار برای دولت كمرشكن خواهد بود.

دینگ! زنگی در سر ویكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركی تهیه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هایی با سربرگ‌های جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌ای دولتی و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلی شناخته شده برای قرار‌های دیپلماتیك و مهم بود، دعوت كرد.

شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویكتور حاضر بودند. ویكتور برای آنها توضیح داد كه دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینه‌های نگه‌داری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد كه در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستكار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترین افرادند. ویكتور تأكید كرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.

فروش برج ایفل در آن سال‌ها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بین‌المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود كه به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر این‌كه با ساختمان‌های دیگر شهر همچون كلیساهای دوره گوتیك و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ویكتور به دنبال بالاترین رقم نبود، ‌او از قبل قربانی خود را انتخاب كرده بود؛ مردی كه نامش در كنار ویكتور در تاریخ جاودانه شد! آندره پویسون (Andre poisson). در بین آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترین بود و امیدوار بود كه با برنده شدن در این مناقصه، یك‌شبه ره صدساله را طی كند و كلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود. ویكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزیز می‌داند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یك كارمند ساده بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده كند و... آندره به خوبی منظور ویكتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردای آن روز وقتی آندره و كارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویكتور لوتینگ كیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی كه در یك جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه!


2-هان ون میگه‌رن (Han Van Meegeren)
نقاش و كپی‌كننده آثار هنری، باهوش‌ترین و زبردست‌ترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی كه سر نازی‌های آلمانی كلاه گذاشت، مردی كه اگر كلاهبردار نمی‌شد، بی‌شك یكی از مهم‌ترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیا آمد. از كودكی عاشق رنگ‌ها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشی‌های دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بی‌روح و تقلیدی و تكراری نامیدند و میگه‌رن سرخورده از این برخورد و برای اثبات توانایی‌هایش به منتقدان تصمیم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را كپی كند. میگه‌رن با پشتكار زیاد فرمول رنگ‌های قدیمی و نحوه ساخت بوم‌های آن زمان را پیدا كرد. او كار را شروع كرد و آن‌قدر ماهرانه این كار را انجام داد كه تیزبین‌ترین كارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگه‌رن با اطمینان كامل، در نقش یك دلال، تابلوهایش را به‌عنوان آثار كشف‌شده دوره طلایی به مجموعه‌داران و گالری‌ها ‌فروخت. در همین دوران بود كه اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد.

یكی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود كه علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از كارهای میگه‌رن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شكست خوردند و میگه‌رن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازی‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. میگه‌رن در دادگاه واقعیت را ابراز كرد، اما هیچ‌كس حرف‌هایش را باور نكرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هیچ‌كس باور نمی‌كرد كسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل كند. میگه‌رن از دادگاه درخواست كرد كه وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه یكی از آثار دوره طلایی جعل كند!

میگه‌رن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. میگه‌رن به‌عنوان یك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرك‌تر بود. اسكناس‌هایی كه گورینگ در ازای تابلوها به میگه‌رن می‌داد همگی تقلبی بودند!


3- فرانك ویلیام آباگ‌نیل (Frank William Abagnale)
صاحب كلكسیونی از انواع كلاهبرداری‌ها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسی كه زندگی‌اش دستمایه ساخت فیلم «اگه می‌تونی منو بگیر» شد، در سال 1948 در آمریكا به دنیا آمد. وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یكدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نیویورك رفت و در آنجا بود كه فهمید برای امرار معاش چاره‌ای به‌جز كلاهبرداری ندارد. پس از مدت كوتاهی او به یكی از حرفه‌ای‌ترین جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پیدا كرد كه هیچ بانكی قادر به تشخیص جعلی بودن چك‌های او نبود. فرانك برای آن‌كه بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر كند، ‌با جعل كارت‌های شناسایی و مدرك خلبانی، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوایی پان‌امریكن جا زد و از امتیاز خلبان‌ها برای مسافرت مجانی استفاده كرد. این موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌كه دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار كرد و با هویت جعلی تازه‌ای، به عنوان یك دكتر در یك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسایگی فرانك یك دكتر واقعی زندگی می‌كرد و به فرانك پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك این پیشنهاد را پذیرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یكی از فارغ‌التحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌كه دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعه‌شناسی شروع به تدریس كرد!

او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگیر شد و زمانی كه پلیس فرانسه این موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمریكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.

فرانك آباگ‌نیل هم‌اكنون به‌عنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پلیس آمریكا همكاری می‌كند و با تأسیس شركت آباگ‌نیل و شركا به بانك‌ها نیز مشاوره می‌دهد!


4-حسین.ك (hoseyn.k)
كلاهبردار وطنی، مردی كه كاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. ح.ك مردی بی‌سواد ولی باهوش بود و بی‌تردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یكی از بزرگان ادب و علم كشور بدل می‌شد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن كشیده شد. حسین.ك با كلاهبرداری‌های كوچك روزگار می‌گذراند، اما این كارها برای مردی با هوش او كارهایی كوچك محسوب می‌شدند. تا این‌كه یك روز طعمه بزرگ‌ترین كلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شكار كرد؛ دو توریست آمریكایی (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خرید یك هتل در ایران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خیابان گیشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یك ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، كاخ دادگستری بود كه در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده می‌شود. قرار بازدید از كاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر كار وزیر را برای مدت یك‌ساعت اجاره كرد. فردای آن روز قبل از آمدن مشتری‌ها، 200 جفت دمپایی پلاستیكی تهیه كرد و جلوی در اتاق‌های كاخ كه یك ساختمان اداری محسوب می‌شد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شكارهایش شد. آمریكایی‌ها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتری‌ها درخواست دیدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپایی‌ها، آنها را منصرف می‌كرد. مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه كردند. اما همان‌جا بود كه فهمیدند چه كلاه بزرگی بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت كرد.

ح.ك یك كلاهبردار ذاتی بود،‌حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یكی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و می‌خواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود كه چه كلاهی بر سرش رفته و مضحكه بقیه شده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:58  توسط مجید  | 

معابد زیبای جهان 

در اینجا فهرستی از معابد زیبای جهان را فهرست آورده ایم! که شامل این معابد می شود: صاحب هارماندر در آمریستار، تاکشانگ در کشور بوتان (در شمال هند)، وات رانگ خون در تایلند، پرامبانان در اندونزی، بتکده شوداگون در برمه، معبد هیون در پکن، چی یون- این در ژاپن، سری رانگانتاسوامی در تامیل نادو و آنکار وات در کامبوج.

 


ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌



تاکشانگ مشهورترین صومعه بوتان است که بر فراز صخره ای به ارتفاع 3120 متر (10200 فوت)، تقریبا ً 700 متر ( 2300 فوت) بالاتر از پایین دره پارا، حدودا ً در فاصله 10 کیلومتری شهر پارا قرار گرفته است. شابدورانگ ناوانگ در سده 17 و میلارپا ازبازدیدکنندگان مشهور این معبد هستند. تاکشانگ یعنی "آشیانه ببر". افسانه آن این است که پادماسامباوا (معلم مذهبی راینپوچ) به پشت ببر پریده است. این صومعه شامل هفت معبد است که می توان از همه آنها بازدید کرد. صومعه تاکشانگ چند بار مورد هجوم شعله های آتش قرار گرفته و جدیدا ً ترمیم شده است. برای رسیدن به صومعه باید پیاده یا با قاطر از آن بالا بروید.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



وات رانگ خون یک معبد بودائی معاصر، رها از قیود و رسوم در چیانگ رای تایلند است.این معبد توسط چالرمچای کاسیتپیپات طراحی شده. ساخت آن در سال 1998 آغاز شده و امید است تا سال 2008 به پایان برسد. وات رانگ خون از دیگر معابد تایلند متمایز است، برای یوبوسوت آن (به زبان مقدس بودائیان: یوپوساتا؛ سالن اجتماعات موقوفه) رنگ سفید و شیشه های سفید در نظر گرفته شده. رنگ سفید مظهر پاکی لرد بودا؛ و شیشه سفید مظهر حکمت و خرد اوست، که "با جلای خاصی در سراسر گیتی و کره خاکی درخشان است."

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



پرامبانان وسیع ترین مجموعه معبد هندو در جاو مرکزی اندونزی است که تقریبا ً در 18 کیلومتری شرق جاکارتا قرار گرفته. این معبد میراث جهانی یونسکو و یکی از وسیع ترین معابد هندو در جنوب- شرقی آسیا است. ویژگی خاص آن معماری سربه فلک کشیده و نوک تیز است، که نمونه بارز معماری معبد هندو است و با ارتفاع 47 متری ساختمان مرکزی در میان مجموعه وسیعی از معابد که هر کدام به تنهایی قد علم کرده اند قرار گرفته است.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



بتکده شوداگون که بتکده طلایی نیز نام گرفته، یک گنبد مطلای 98 متری (تقریبا ً 321.5 فوت) در یانگون برمه است. این بتکده در غرب دریاچه کانداگی تپه سینگوتارا واقع شده که بر افق طلایی شهر حکمفرماست. شوداگون مقدس ترین بتکده بودا است زیرا اهالی برمه یا بهتر است بگوییم خدمتگزاران کاکوساندا، آثار مقدس 4 بودائی یعنی؛ آب مقدس کاناگامانا، تکه ای از ردای کاساپا، هشت تار موی گوتاما و مجسمه بودای تاریخی را در این زیارتگاه گذاشته اند.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



معبدهیون، یا قربانگاه هیون مجموعه عمارت تائوئیست در جنوب شرقی پکن در ناحیه کانوو قرار دارد. امپراطوران سلسله مینگ و کینگ برای مراسم دعا به هیون آمده اند تا از پروردگار بخواهند به آنها خرمن پربرکتی ارزانی دارد. به این معبد به عنوان معبد تائوئیست نگریسته می شود، اگرچه هیون پرستی چینی ها به ویژه توسط حکومت پادشاهی وقت، قبل از تائوئیست بوده است.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



معبد چی یون- این در هیگاشیاما- کو، کیوتو و ژاپن مرکز اصلی جودو شو( فرقه سرزمین پاک ) است که توسط هانن (1212- 1133) بنا نهاده شد، او اظهار داشته بود که انسان های احساساتی در بهشت غربی بودا آمیدا (سرزمین پاک) با زمزمه کردن نامبوستو،نام آمیدا بودا، حالت روحانی می یابند و گویی تازه متولد می شوند.
مجموعه وسیع چی یون- این، جایی است که هانن سکونت گزیده بود تا تعلیماتش را منتشر کند، او در همین جا دار فانی را وداع گفت.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



صاحب سری هارماندر یا دربار صاحب، که به طور غیر رسمی به آن به عنوان معبد طلایی یا معبد پروردگار اشاره می شود، از لحاظ فرهنگی با اهمیت ترین محل پرستش سیک ها و یکی از قدیمی ترین گردواراهای سیک است که در شهر آمریستار واقع شده و توسط چهارمین معلم مذهبی سیک ها؛ رام داس، تاسیس شده، ساخت این بنا در آمریستار به دلیل مقدس بودن آن است، که به اسم "گورو دی ناگری" به معنای شهر معلم مذهبی سیک شناخته شده است.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



معبد سری رانگانتاسوامی (سریرانگام)
این معبد فضایی به مساحت 156 جریب فرنگی (631000 مترمربع) و محیط 1116 متر(10710 فوت)را اشغال کرده که آن را به وسیع ترین معبد هندوستان و یکی از پهناورترین مجموعه های مذهبی دنیا تبدیل کرده است. در حقیقت معبد سریرانگام به راحتی می تواند پهناورترین معبد هندوی دایر جهان نامیده شود ( آنکار وات پهناورترین معبد غیر دایر است).معبد سریرانگام با دیوارهای هم مرکز به طول 32592 فوت یا بیش از 6 مایل احاطه شده است. پیرامون این دیوارها 21 گاپورام (برج) قرار دارد. در میان شگفتی های معماری این معبد " دالانی 1000 ستونی" (در واقع 953 ستونی) وجود دارد.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 



آنکار وات، مجموعه معبدی است در آنکار که در اوایل قرن 12 برای شاه سریاوارمن (Suryavarman ) دوم به عنوان معبد دولتی و پایتخت او بنا شد، به بهترین نحو از آن نگهداری و حفاظت شده و از زمان تاسیسش تنها مرکز مذهبی برجسته است- که به ویشنو اولین هندو و پس از آن به بودائی اهدا شد. آنکار وات مظهر سبک بی نظیر کلاسیک معماری کامر است، به نمادی برای کامبوج تبدیل شده که بر پرچم ملی این کشور جلوه گری میکند، و جاذبه اصلی این کشور برای گردشگران است.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 15:44  توسط مجید  | 

عجيب‌ترين زندانهاي دنيا + عکس
زندان سن پدرو در بوليوي


زندان سن پدرو بزرگرترين زندان بوليوي است که ظرفيت آن 1500 نفر است.. از بيرون با ديوار‌هاي ضخيم و برج‌هاي نگهباني کاملا شبيه به يک زندان است اما وقتي وارد مي‌شويد ديگر خبري از زندان نيست. کودکاني که در حياط زندان بازي مي‌کنند، رستوران، سلماني، مغاز‌هاي کوچک و حتي هتل اين زندان، آن را شبيه به يک شهر کوچک کرد ه است تا زندان. در اين زندان از محافظ، مامور ، ميله‌هاي زندان و لباس فرم خبري نيست. سلول‌ها در اين زندان اجاره داده مي‌شوند و يا اگر زنداني بخواهد مي‌تواند آن را تا زمان اتمام محکوميت خريداري کند. تعدادي از زندانيان با کار کردن در مغازه‌هاي زندان، رستوران و يا انجام کار‌هاي زندان امرار معاش مي‌کنند و تعدادي نيز با ساخت صنايع دستي و فروش آنها خارج از زندان پول در مي‌آورند. برخي از زندانيان با خانواده‌هاي خود زندگي مي‌کنند و فقط همسران و بچه‌هاي آنها مي‌توانند براي خريد و يا فروش اجناش از زندان خارج شوند. همانند يک شهر واقعي خانه ها- سلول ها- در قسمت‌هاي مختلف زندان قيمت‌هاي متفاوتي دارند. به عنوان مثل سلول‌هاي قسمت Los pinos، نسبت به ديگر قسمت‌هاي زندان اجاره ي بالاتري دارند، بزرگتر و مجهز به آشپزخانه، سرويس بهداشتي مجزا هستند . قيمت خريد اين سلول‌ها بين 1000 تا 15000 دلار است. در قسمت‌هاي محروم اين زندان گاهي دو خانواده مجبورند که در يک سلول با هم زندگي کنند.
توريست‌ها نيز مي‌توانند آزادانه از اين زندان ديدن و اگر مايل باشند در هتل اين زندان اقامت کنند.

زندان سيبو در فيليپين


حتي جنايتکارن، قاچاقچيان هم به تفريح و سرگرمي نياز دارند! در زندان سيبو با 1500 زنداني به تفريح زندانيان بيش از هر چيز توجه مي‌شود. مسئولين اين زندان براي اينکه فضاي زندان را به محيطي شاد و پويا تبديل کنند اقدام به تشکيل يک گروه رقص موزيکال با استفاده از خود زندانين نموده‌اند. اين گروه در داخل و حتي خارج از زندان برنامه اجرا مي‌کند و طرفدارن خاص خود را دارد.


زندان 5 ستاره اتريش


نه اشتباه نکنيد آنچه مشاهده مي‌کنيد تصوير يک ساختمان اداري شيک و مدرن نيست بلکه زندان 5 ستاره اتريش است. تا به حال فکر کرديد که چرا کشور اتريش بالاترين امار سرقت از منزل را در ميان ديگر کشور‌هاي جهان دارد- امار سرقت در اين کشور 40 درصد بيشتر از آمريکا است- از آنجا که اين زندان 5 ستاره مختص به جرايم سبک است، سارقان به اين اميد که در اين زندان زنداني شوند دست به دزدي مي‌زنند.


زندان کرستي در روسيه


زندان کرستي که در سن پترزبورگ واقع شده است شلوغ ترين زندان جهان است. ظرفيت اين زندان 3000 نفر است اما در حال حاضر حداقل 10 هزار نفردر آن زنداني هستند. . گفته مي‌شود که در اين زندان فضاي اعلام شده براي هر زنداني ۴متر مربع است و هر زنداني به دليل ازدياد جمعيت فقط مي‌تواند ۱۵ دقيقه در هفته استحمام کند.


زندان سارک در جزيره گورنزي


زندان “سارک” در جزيره گورنزي(بين فرانسه و انگليس) کوچکترين زندان جهان است. گنجايش اين زندان دو نفر بيشتر نيست و درسال ۱۸۵۶ ميلادي ساخته شده است. مجرم‌هايي که به يک روز زندان محکوم مي‌شوند در اين زندان زنداني مي‌شوند.


زندان آدکس در فلورنس


زندان آدکس در شهر فلورنس در ايالت کولورادو آمريکا با امنيت ترين زندان جهان است که فرار از ان غير ممکن است. اين زندان در سال 1994 تاسيس شده و به دليل ضريب امنيتي بسيار بالا فقط جنايتکاران خطرناک را در آن نگهداري مي‌کنند. در آنجا زندانيان هيچ‌گونه ارتباطي باهم ندارند و تنها 9 ساعت در هفته مي‌توانند از سلول‌هاي خود خارج شوند. به دليل نداشتن پنجره ، زندانيان کاملا از نور خورشيد محروم هستند.


زندان آرانجوئز در اسپانيا


زندان آرانجوئز واقع در 40 کيلومتري جنوب شهر مادريد تنها زندان جهان است که مختص به زن و شوهر‌هاي خلافکار است. اين زندان داراي 36 سلول خانوادگي ، يک مهدکودک و زمين بازي است تا پدر و مادر‌هاي خلافکار بچه‌هاي خود را نيز در زندان در کنار خود داشته باشند.




زندان باستويي


زندان جزيره ي باستويي در نروژ «سبز ترين» زندان جهان است. در اين زندان که ضريب امنيتي آن بسيار کم است انرژي مورد نياز ار طريق صفحات خورشيدي تامين مي‌شود، اغلب مواد غذايي مورد نياز، در خود زندان توليد مي‌شوند و کاملا طبيعي هستند. زندانيان در اين زندان ياد مي‌گيرند که با محيط زيست دوست باشند و از ان محافظت کنند.


زندان سرسو چتومال در مکزيک

زندان سرسو چتومال تنها زندان جهان است که زندانيان به جاي درگيري و خشونت ، اختلاف خود را در رينگ بوکس و با انجام دو راند بوکس حل کنند. غذاي خوب، فعاليت‌هاي ورزشي و فرهنگي متنوع و سلول‌هاي شيک اين زندان ، موجب شده تا اغلب زندانيان تمايلي به ترک آن نداشته باشند.


زندان آکلاتراز در کاليفرنيا


مشهور ترين زندان دنيا " الکاتراز" در خليج سانفرانسيکو در ايالت کاليفرنيا است. شهرت اين زندان در اين است که از امنيت فوق‌العاده‌اي برخوردار بود و در طول 29 سال فعاليت هيچ‌کس نتوانست از آن فرار کند. تمام کساني که قصد فرار از اين زندان را داشتند دستگير شده‌اند. دور تا دور اين زندان را آب فرا گرفته است. هم اکنون اين زندان بسته شده است و به يک تفريگاه تبديل شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 10:10  توسط مجید  | 


جغدي روي كنگره‌هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا مي‌كرد. رفتن و رد پاي آن را. و آدم‌هايي را مي‌ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي‌بندند.

جغد اما مي‌دانست كه سنگ‌ها ترك مي‌خورند، ستون‌ها فرو مي‌ريزند، درها مي‌شكنند و ديوارها خراب مي‌شوند. او بارها و بارها تاج‌هاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابه‌لاي خاكروبه‌هاي قصر دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري‌اش مي‌خواند؛ و فكر مي‌كرد شايد پرده‌هاي ضخيم دل آدم‌ها، با ا ين آواز كمي بلرزد.

روزي كبوتري از آن حوالي رد مي‌شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت:« بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگينشان مي‌كني. دوستت ندارند. مي‌گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.»

قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند.

سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت:« آواز‌‌خوان كنگره‌هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي‌خواني؟ دل آسمانم گرفته است.»

جغد گفت:« خدايا! آدم‌هايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.» خدا گفت:« آوازهاي تو بوي دل كندن مي‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه‌اي! و آن كه مي‌بيند و مي‌انديشد، به هيچ چيز دل نمي‌بندد؛ دل نبستن سخت‌ترين و قشنگ‌ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ

جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌هاي دنيا مي‌خواند. و آن كس كه مي‌فهمد، مي‌داند آواز او پيغام خداست كه مي‌گويد:« آن چه نپايد، دلبستگي را نشايد.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:12  توسط مجید  | 

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 8:23  توسط مجید  |